هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )
249
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )
يكديگر ، به قيمت واپور تنزل داده ، به قيمت خيلى نازلى مسافرين را نقل مىكنند . گاهى مجانا هم قبول مىنمايند ؛ چنانكه واپور تجارتى « نمسه » با « عثمانى » مدتى از « ترابوزان » تا « اسلامبول » همينطورها رفتار كرده ، حتى اكل و شرب مسافرين را بدون قيمت مىدادند . خلاصه ، 2 ساعت به غروب مانده ، واپور به راه افتاد و يكسر مىرفت و به هيچ طرف كنارهجوئى نمىكرد . به مسافت 170 ميل انگليسى دور از بندر « سويس » ، در وسط دريا ، جزيرهء « شدوان » « 1 » است . « شدوان » جزيرهاى است كوچك ، در 12 ميل طول و در 2 ميل عرض ؛ [ كه ] امتداد آن از شمال به مغرب ، جنوب [ و ] مشرق كشيده شده [ است ] . جزيره [ اى ] بىآب و علف و پر از مارهاى پرزهره است . ما بين اين جزيره و « سويس » ، در وسط دريا ، در 3 موضع « چراغ فنرى » است ، كه براى هدايت ملاحان ، شبها روشن است . از « فنر آخرى » تا « جزيرهء شدوان » 25 ميل راه است . كه اين « فنر » از ساير مرتفعتر و تقريبا ارتفاع از سطح آب دريا 40 ذرع مىشود . عميقترين جاى اين دريا ، زياده از 1054 قلّاج نيست . از اين جزيره ، به مسافت كمى ، 2 سنگ مرتفعى است كه « دوبرادر » « 2 » گويند ، كه عبور از حوالى آنها براى كشتىها خطر زياد دارد . تقريبا 20 ذرع از كف آب ارتفاع دارند . به فضل ربّانى ، از جاهاى پرخطر گذشته ، در همهجا « واپور » تند مىرفت ؛ تا اينكه روز سهشنبه ، هفدهم ماه [ ذى قعده 1296 ه . ق . ] ، قريب [ به ] ظهر ، به مقابل ميقات جحفه رسيديم . « كاپطن » ، ناخداى اين كشتى « هندى » و از « اهل تسنّن » بود . مسافت زيادى به محاذى « ميقات » مانده ، كشتى را نگاه داشت ؛ تا اينكه جمعى كه در توى كشتى از اهل « تشيّع » و « تسنّن » بود ، غسل كرده ، واجبات احرام را به عمل آوردند .
--> ( 1 ) . مجمع الجزاير طويله ( Juzur Tawilah ) كه در دورههاى اسلامى شدوان ناميده مىشد . اين جزاير در انتهاى خليج سوئز و آغاز درياى سرخ واقع شده است . ( 2 ) . اعراب به آن « اخوين » مىگويند .